خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۲۶۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیام دادم نزدیک آن بت کشمیرکه زیر حلقهٔ زلفت دلم چراست اسیر
۲
جواب داد که دیوانه شد دل تو ز عشقبه ره نیارد دیوانه را مگر زنجیر
۳
پیام دادم کز بهر چیست گرد رختز مشک و غالیه خطی کشیده حلقه پذیر
۴
جواب داد که خط من آیتی عجب استکه هیچکس به جهان در نداندش تفسیر
صفحهٔ ۱ از ۱۰