خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۲۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ماه لاله روی من ای سرو سیمتناز دل تو را فلک کنم از جان تو را چمن
۲
زیرا که دل سزد فلک ماه روی رازیرا که جان سزد چمن سرو سیمتن
۳
زلف تو توده تودهٔ مشک است بر قمرجعد تو حلقه حلقهٔ ابرست بر سمن
۴
زان توده توده است به شهر اندرون بلازان حلقه حلقه است به دهر اندرون فتن
صفحهٔ ۱ از ۱۱