شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۴۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر آن عاقل‌که او بندد دل اندر طاعت یزداننشایدکاو نپیوندد دل اندر خدمت سلطان
۲
سلامت باد آنکس ‌کاو بهم پیوندد و بنددتن اندر خدمت سلطان دل اندر طاعت یزدان
۳
همه شاهان همی نیک‌اختری جویند از این خدمتچه ‌در مشرق چه درمغرب چه در توران چه در ایران
۴
چنین سلطان نبودست و نخواهد بود در عالمجمال دودهٔ جُغری پناه دودهٔ خاقان
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth