خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۵۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شکفته سنبل و شمشاد تو بر ارغوانای نهفته آهن و پولاد تو در پرنیان
۲
گه زسنبل زلف تو خرمن نهد بر لالهزارگه ز عنبر جعد تو پرچین نهد بر گلستان
۳
لالهٔ سیراب داری زیر مشک اندر پدیدلؤلؤ خوشاب داری زیر لعل اندر نهان
۴
تیر بالا و کمان ابرو تویی و جز تورامن ندیدستم ز سیم و غالیه تیر و کمان
صفحهٔ ۱ از ۸