شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۶۰

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جهان و هرچه در اوست آشکار و نهانمسلم است به عدل وزیر شاه جهان
۲
جوان و پیر همی مدح و شکر او گویندکه هست همت او کارساز پیر و جوان
۳
میان او کمری دارد از سعادت و فخربدین سبب همه ‌کس پیش اوست بسته میان
۴
دهان دهر دهد بوسه بر بنان و کَفَشکجا شود قلم اندر کفش گشاده‌زبان
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth