خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۶۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون نماز شام پروین نور زد بر آسمانساربان از بهر رفتن بانگ زد بر کاروان
۲
نقطهٔ خاکی گرفته دست موسی برکناردر کشیده سامری پرگار گرد آسمان
۳
اختران و ماه پیدا گشته بر چرخ بلندآفتاب روشنی گستر به خاک اندر نهان
۴
ماه با سیارگان رایت برآورده زکوهگفتی آمد خسرو چین با سپاهی بیکران
صفحهٔ ۱ از ۱۱