شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۶۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کیمیا دارد مگر با خویشتن باد خزانور ندارد چون همی زرین کند برگ رزان
۲
اصل رنگ آمیختن دارد مگر باد خریفور ندارد چون همی سازد زمینا زعفران
۳
آمد آن فصلی که نصرانی سَلب گردد هواتا کند باغ بهشتی را یهودی طیلسان
۴
از مُلمَّع صدره برسازد عبیرین پیرهنوز منقش حله برسازد مزعفر پرنیان
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth