شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۷۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از فضل و کفایت ز همه لشکر سلطانیک خواجه که دیدست چو بوجعفر غیلان
۲
آن بارخدایی‌ که ز سیر قلم اوآرام گرفته است همه کشور ایران
۳
فرمانبرِ سیرِ قلمش گنبد گردونخدمتگر خاک قدمش اختر رخشان
۴
گردون جهاندیده ندیدست و نبیندداناتر از او هیچ کس از گوهر انسان
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth