خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۴۳۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صدر دین و نصرت دین در بقای تووی فخر ملک و رونق ملک از لقای تو
۲
عید است و همچنانکه تو شادی به روز عیدشادند ملک و دین به لقا و بقای تو
۳
ای چون پدر همام و قلم در کفت همایبر خلف فرخ است و همایون همای تو
۴
دولت ندیم توست و خرد همنشین توتایید خویش توست و ظفر آشنای تو
صفحهٔ ۱ از ۹