خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۴۳۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایا تن تو همه ساله پیش روح فدیبه سوی مادرت از آسمان رسیده ندی
۲
چرا چو برهمنان خویشتن همی سوزیاگر توراست جهودانه طیلسان وردی
۳
کجا گداخته کردی زناب آتش نابچکد هم از تن تو قطره بر تن تو فدی
۴
چو روح پاک به جسم تو اندر آویزدضلال شب بگریزد بدل شود به هدی
صفحهٔ ۱ از ۱۳