خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۴۳۹
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به سلامت به حِلّه آمد سَلْمیٰخُلد شد از خرّمی چو جنّت ماوی
۲
آب گرفت از لبش حلاوت کوثرخاک گرفت از رخش طراوت طوبی
۳
باد چو بر زلف او وزید جهان راداد به بیروزی و سعادت بُشری
۴
این دل غمگین خلاص یافت ز حیرتوین تن مسکین نجات یافت زبلوی
صفحهٔ ۱ از ۱۳