خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۴۴۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هست گویی به حکم بار خدایآفتاب اندر این خجسته سرای
۲
آفتابی که دید در گیتیبر نهاده کلاه و بسته قبای
۳
سایهٔ ایزدست شاه جهانآفتابی که هست ملک آرای
۴
سیّد خُسروان مَلِک سلطانشاه مکار بند کار گشای
صفحهٔ ۱ از ۶