شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۴۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شهریارا بر سر دولت نثاری کرده‌ایدر بهار از شادی و رامش بهاری کرده‌ای
۲
ما شنیدیم از بزرگان قصهٔ هر روزگارروزگار ما به از هر روزگاری کرده‌ای
۳
جسته‌ای شکر خدای و کرده‌ای دین را عزیزنیک‌نامی جسته‌ای شایسته کاری کرده‌ای
۴
پادشاهان پیش ازین گر رسم نیکو داشتندتو ز رسم پادشاهان اختیاری کرده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth