شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۴۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر به داد بود نام شاه دادگریوگر به تاج بود فخر شاه تاجوری
۲
چو روز بزم بود آفتابِ با قدحیچو روز رزم شود آسمان با کمری
۳
فلک نیی و به قدر بلند چون فلکیعمر نیی و به عدل تمام چون عمری
۴
موافقند مراد تو را قضا و قدرمگر وکیل قضائی و نایب قدری
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth