خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۴۵۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نبود چون تو مَلِک در جهان جهاندارینیافرید خدای جهان تو را یاری
۲
خجسته آمد دیدار تو به عالم برخدایگان چو تو باید خجسته دیداری
۳
تو راست مُلک و سزاوار آن تویی به یقینخدای، مُلک نبخشد به ناسزاواری
۴
به روزگار تو نیکی رسید و روز بدیمیان نیک و بد از تیغ توست دیداری
صفحهٔ ۱ از ۶