شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۵۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ایا شاهی‌که عالم را همی زیر عَلَم داریبه دولت فرق جباران همی زیر قدم داری
۲
عرب را با عجم فخرست تا محشر به اقبالتکه هم ملک عرب داری و هم ملک عجم داری
۳
اگر رشک آید از تو شهریاران را عجب نبودکه شاهی و جوانی و جوان‌بختی به هم داری
۴
به‌ شمشیر و قلم نازند رزم‌ و بزم از این‌ معنیکه تو درکف به رزم ‌و بزم‌ شمشیر و قلم داری
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth