خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای روی تو رخشندهتر از قبلهٔ زردشتبیروی تو چون زلف تو گوژست مرا پشت
۲
عشق تو مرا کشت و هوای تو مرا سوختجور تو مرا خست و جفای تو مرا کشت
۳
هر چند همه جور و جفای تو کشیدمهرگز نکنم مهر و وفای تو فرامشت
۴
برخیز و بیا تا ز رخ و زلف تو امشبپر لاله کنم دامن و پر مشک کنم مشت
صفحهٔ ۱ از ۱