شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از پس پنجاه سال عشق به ما چون فتاداز بر ما رفته بود روی به ما چون نهاد
۲
بر دل من مهر بود مهر دلم چون شکستبر دل من قفل بود قفل درم چون‌گشاد
۳
داد من از دلبری است کاو ندهد داد منگرچه در اوصاف او خاطر من داد داد
۴
نازگری خوش‌زبان پاک‌بری شوخ‌چشمعشوه دهی دلفریب‌ بوالعجبی اوستاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth