شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه شود گر بپذیری من تر دامن راخشک مغزی ، خرفی ، ساده دلی چون من را
۲
جان دریغ از تو ندارم اگرم راه دهیچه محل در صف عشاق نهد دل تن را
۳
هم دل ماست که بر ما به ستم می گریدمثل این است که هم آهن شکند آهن را
۴
با من ای یار اگر یار منی یاری کننه چو یاری که همه زخم زند هاون را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth