خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقتی ز ما یاد آمدی هر هفتهیی آن ماه رااکنون ملال خاطرش بر ما ببست آن راه را
۲
بیجرم غیرت میکند ور نیز جرمی کردهامهم چشم دارم کز کرم بردارد آن اکراه را
۳
گر میکُشد عین رضا ور نیز میبخشد روابر خون و مال بندگان حکم است و فرمان شاه را
۴
عاشق ببودی جان بده تسلیم گرد و سر بنهدست تصرف زین قبل در جان رسد دلخواه را
صفحهٔ ۱ از ۳