خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همنشین درد باید شد چو درمان بایدتترک جان باید گرفت ار وصل جانان بایدت
۲
وصل جانان در نیابی تا ز جان در نگذریمرد جانان نیستی بی شبهه تا جان بایدت
۳
تن به دشواری فرو ده تا به آسانی رسیهست دشوارت که بی دشوار آسان بایدت
۴
گر دل آسوده خواهی رنج بر باید گرفتورلب پر خنده خواهی دیده گریان بایدت
صفحهٔ ۱ از ۳