خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ز دست غم مده گر شادمانی بایدتمرد جانان باش اگر جان و جوانی بایدت
۲
رنج هجران کش ای اگر می وصل خواهی ای پسرچون زمین شو پست اگر می آسمانی بایدت
۳
وصل جانان را به جان باید خریدن بی مکاسکی توانی یافتن تا رایگانی بایدت
۴
اولین گامت قدم بر کام دل باید نهادمشکلا گر کام دل در کامرانی بایدت
صفحهٔ ۱ از ۲