خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای یار برشکسته از ما این چه عادت استآخر بیا که روی تو دیدن سعادت است
۲
بیمار رنج برده ی دیرینهی توامما را چنان بپرس که شرط عیادت است
۳
خود اشتیاق روی تو از هر چه در خیالممکن بود که شرح پذیرد زیادت است
۴
مشنوکه مهرت از دل تنگم برون رودبدگوی را هر آینه تخلیط عادت است
صفحهٔ ۱ از ۲