خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر من شب فراق چو روز قیامت استدر رستخیز عشق چه جای ملامت است
۲
چون من گر آورد متنعّم شبی به روزداند که بر محال مشنّع غرامت است
۳
نا ایمن است راه ملامت گران عشقآنجا مرو که حاصل ظالم ندامت است
۴
تحویل ما ز کوی خرابات کی بودباری هنوز نیت من بر اقامت است
صفحهٔ ۱ از ۳