شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میروم سویِ خرابات که پیرم آنجاستجای دیگر چه کنم عذر پذیرم آنجاست
۲
گر به شکلم تو جدا بینی و دور از برِ دوستجان که از وی نفسی نیست گریزم آنجاست
۳
نیست جایی دگر آن کس که ستم کرد و برفتدامنش روزِ مکافات بگیرم آنجاست
۴
دارم آنجا به غریبی و به تنهایی خویسپه و مملکت و تاج و سریرم آنجاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth