خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هان کجایی که ز هجرانت قیامت برخاستفتنه بنشان که دگر باره ملامت برخاست
۲
بی تو برخاست قیامت ز وجودم آریهر کجا عشقِ تو بنشست قیامت برخاست
۳
منم آن عاشقِ بیچاره مسکین که مراحاصلِ عمر ز عشقِ تو ندامت بر خاست
۴
گفتم از کویِ تو برخیزم و کنجی گیرمدل چو بشنید به تشنیع و غرامت برخاست
صفحهٔ ۱ از ۳