شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارب آن را که ز ما نیست خبر هیچ غم استکه بر آتش دلم از عارضه ی آن صنم است
۲
صحتش باد خدایا که دریغ است به رنجنازنینی که چو او در همه آفاق کم است
۳
محرمی نیست که از من ببرد مکتوبیپیش آن روضه که آن حور بهشتی حرم است
۴
قصه ی درد جدایی به که گویم کو یارهر که را دست گرفتم به وفا بی قدم است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth