شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می بیارید که می داروی درد حکماستمکشیدش که نیاید مدهیدش که نخواست
۲
می به تکلیف نباید به کسی داد به زورجز به مخمور و به این قاعده تکلیف رواست
۳
می به نزدیک بهائم چه بها ارزد هیچبرو از زنده دلان پرس که جان را چه بهاست
۴
دائم از ماهِ قدح در عرقِ تشویرستچشمه ی نیّر خورشید که در عین ضیاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth