خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن را که در فراق صبوری مسلم استآه از دلش که سخت تر از سنگ محکم است
۲
بیچاره من که از تف دود دلم ز حلقبر هر نفس که میرود آهی مقدّم است
۳
گر سینه ام نه کورهٔ آهنگرست چیست؟کز سوز اندرون نفسم آتشین دم است
۴
هرشب خیال روی تو در چشم های منچون عکس روز بر سر دریای قلزم است
صفحهٔ ۱ از ۳