خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به قامت تو که تشویش سرو بستان استبه طلعت تو که تشویر ماه تابان است
۲
به ابروی تو که جفت است و در جهان طاق استبه گیسوی تو که دلگیر تر ز قطران است
۳
به سینه ی تو که از رشک اش آب گردد سیمبه غمزه تو که در سینه، جفت پیکان است
۴
به عارض تو که از غایت لطافت اوعرق نشسته ز خجلت بر آب حیوان است
صفحهٔ ۱ از ۳