خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا به دیدن تو اشتیاق چندان استکه تشنه را به بیابان ، به آب حیوان است
۲
چنان به ذکر تو مشغول خاطرم شب و روزکه ورد نام تو بالای حرز ایمان است
۳
مگر تو یوسف گم گشته ای و من یعقوبکه کنج کلبه من بی تو بیت احزان است
۴
ز رستخیز قیامت کسی خبر داردکه تا به روز شبی در عذاب هجران است
صفحهٔ ۱ از ۳