شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر مفارقت ای دوست بر تو آسان استدل تو را نتوان گفت دل که سندان است
۲
اگر شکیب ندارد نیازمند وصالبدش مگو که مشتاق روی جانان است
۳
اگر گدایی عاشق شود خجل مکنشبه سرزنش که اسیر ایاز سلطان است
۴
هر آدمی که پری پیکری به دست نکردهنوز حاشا در پای گاه حیوان است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth