خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبر ما از دوستان ناممکن استآشکارا و نهان ناممکن است
۲
عشق بی تشنیع و بی تکلیف نیستور طمع داری همان ناممکن است
۳
هیچ رحمش نیست بر فریاد منخود رقیب مهربان ناممکن است
۴
گرملامت رفت بر من گر جفاعاشقی(بی) این آن ناممکن است
صفحهٔ ۱ از ۳