خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی کآن دل به نور نفس بیناستنظر گاهش رخ معشوقه ی ماست
۲
ره ما دیر شد آمد ولیکندر این ره مرد عاشق بی سر و پاست
۳
نخست از خود تبرا کرده باشدچو اصل عشق ورزیدن تبراست
۴
ز خود فانی شود تا هست گرددچو بی خود شد حجاب از راه برخاست
صفحهٔ ۱ از ۴