خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتی لاغر میان فربه سرین استکه از سودای او خلقی حزین است
۲
چه گویم از میان او؟ که وصفشبرو ز اندیشهی باریکبین است
۳
قبای حسن شد بر قد او ختمسخن در قامت او راستین است
۴
دو چشم مست شورانگیز او راندانم با خردمندان چه کین است
صفحهٔ ۱ از ۳