شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب هجران تباه اندر تباه استجهان برچشمِ من چون شب سیاه است
۲
چه می گویم سوادچشمم آخرچنین روشن نه زان رویِ چو ماه است
۳
نبودم یک نفس از دوست خالیوگر بودم خدابر من گواه است
۴
چنانم هر چه فرمایی چنانمچه گوید بنده حاکم پادشاه است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth