خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۲۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دل که ز مهر غرق نورستبا دوست همیشه در حضورست
۲
از هستی خود چو گشت مستورمستوری او همه ظهورست
۳
دیرست که قالب محبتبرخاسته زنده از قبور است
۴
پرنور شرار سینهٔ منگر هست هم از ظهور نور است
صفحهٔ ۱ از ۴