خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۲۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانم فدایِ آن که دلم مبتلای اوستجان و جهان و هر چه دگر از برای اوست
۲
آبِ حیات در قدحِ جان فزایِ اوانفاسِ روح در دمِ معجز نمایِ اوست
۳
هرگز دگر خلاص و نجاتش کجا بودحلقی که قیدِ طره مشکل گشایِ اوست
۴
مرغ دلِ تپانِ مرا چون کبوترانپروازِ شوق بر سرِ بامِ سرایِ اوست
صفحهٔ ۱ از ۳