خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۲۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدان خدای که مثلت نیافرید ای دوستکه در فراقِ تو کارم به جان رسید ای دوست
۲
زمانه آنکه مرا دست می برید از توخوشا حیات اگرم سر نمی برید ای دوست
۳
فراقت از که درآموخت رسم قصّابیکه پوست از منِ بیچاره در کشید ای دوست
۴
در آفرینشِ من وقتِ صنعِ جان ایزدنخست مهرِ تو در کالبد دمید ای دوست
صفحهٔ ۱ از ۲