خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۲۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارب آن خلدست یا رویِ جهان آرایِ دوستیارب آن سروِ خرامان است یا بالایِ دوست
۲
یارب آن عشق است یا مهرست یا شوق است چیستبند بر بندم چنین در بندِ سر تا پایِ دوست
۳
دل دمی خرّم نباشد گر نبیند رویِ یاردیده در عالم نبیند گر نباشد رایِ دوست
۴
دوست را بر جانِ من حکم است گو در جان نشینکز میانِ جان کنم بر دیده و دل جایِ دوست
صفحهٔ ۱ از ۲