شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۲۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آخر بدین صفت که منم مبتلایِ دوستممکن بود ز من که نجویم رضای دوست
۲
با عاشقان مجاز بود عشقِ عاشقیکو ترکِ هر دو کون نگیرد برایِ دوست
۳
کردم به عشق زیر و زبر خان و مان دلتا هیچ کس دگر ننشیند به جایِ دوست
۴
تسلیمِ راهِ دوست شوم چون به نزدِ منچیزی نیافرید خدا ماورایِ دوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth