شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۲۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز دیدم خویشتن را در بهشتِ کویِ دوستآبِ حیوان نوش کردم بر جمالِ رویِ دوست
۲
دست در کش خفته لب بر چشمۀ حیوان یارطوقِ گردن کرده مار حلقۀ گیسویِ دوست
۳
در غلط می افکنم خود را و می گویم به دلکاین منم بارِ دگر بنشسته هم زانویِ دوست
۴
دوش در زنجیرِ زلفش داشتم تا صبح دستباز می جستم دل از یک یک شکنجِ موی دوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth