خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۲۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل در خمِ ابرویِ تو بر طاق نشسته ستدانی که چرا خایف از آن غمزۀ مست است
۲
در پای مینداز سرِ زلفِ دل آویزآهسته که پیکانِ غمت در دلِ خسته ست
۳
چون زلفِ تو در گردن مظلوم نزاریصد توبه بود کز سرِ زلفِ تو شکسته ست
۴
چون چشمِ تو بر چشمِ تو شوریده و مستموین مستیِ من خود ز مبادیِ الست است
صفحهٔ ۱ از ۳