شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۲۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اشتیاقم به کمال افتاده ستوین هم از حسنِ جمال افتاده ست
۲
عشق تا در رگِ جانم بنشستعقل در تیه ضلال افتاده ست
۳
این چنین واقعه ها در رهِ عشقدم به دم حال به حال افتاده ست
۴
حاجبی نیست میانِ من و دوستبخشِ ما جمله وصال افتاده ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth