شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۲۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کار ما با نفسِ بازپسین افتاده ستآخر ای دوست همه مهرِ تو کین افتاده ست
۲
تا مگر رسمِ عیادت ز جهان برخیزددر میان این همه تعویق ازین افتاده ست
۳
نه همانا که ز تأثیرِ مرض رنجه شودهر که را هم نفسی چون تو قرین افتاده ست
۴
ندهد خاصیتِ چشمۀ نوشینِ لبتحوضِ کوثر که درو ماءِ معین افتاده ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth