شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۲۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خنک وجودِ کسی کِه ش نظر به هم نفسی ستکه بویِ هم نفسی یافته ست هر که کسی ست
۲
نمی شود به سر از همدمی دمی آن راکه اندکی به گریبانِ عقل دست رسی ست
۳
بیا که گر بروی تا هزار سال از توهنوز در دلم انسی و در سرم هوسی ست
۴
به هوش باز نیاید دلم که مستیِ عشقنه آن بود که به هر مهلتیش وابرسی ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth