خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۳۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه جای دشمنی است آن که یار کرد و برفتبه اختیار سفر اختیار کرد و برفت
۲
نظر به غیر چرا ی کنم جزای من استکه خون دیده ی من در کنار کرد و برفت
۳
مرا به درد دل و سوز سینه ی مجروحاسیر حادثه ی روزگار کرد و برفت
۴
شکایتی بود آری نمی توانم گفتکه هیچ خصم نکرد آن چه یار کرد و برفت
صفحهٔ ۱ از ۲