خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۳۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الغیاث از جفت و طاق ابروانتدین و دل شد در سر آن هر دوانت
۲
آخر از چشمان مستت چند نالمنیست ممکن مَخلَصم زان جادوانت
۳
بی حیا بر خون من الله اکبرچون گواهی می دهند آن هندوانت
۴
هر چه از سر پنجه ی سیمین بکردیباز می خواهند عذرش بازوانت
صفحهٔ ۱ از ۲