خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۳۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا دلی چه سوزی کان هست جای گاهتماها تنی چه کاهی کان هست در پناهت
۲
با دیده ی پر آبم با سینه ی پر آتشزآن سینه ی سپیدت زآن دیده ی سیاههت
۳
هر روز بامدادان کایی برون ز خانهباشند صد هزاران بی دل گرفته راهت
۴
زان پس که با تو بودم بی گاه و گاه گشتمراضی بدان که بینم در راه گاه گاهت
صفحهٔ ۱ از ۳