خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۳۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر گدایی نتواند که نهد بر سرتاجلایق دار انا الحق نبود هر حلاّج
۲
بی خود از خانه برون آی که نتوانی کردبا خود آنجا که کنند اهل قیامت معراج
۳
از حجاب خودی خویش برون آی و مکشدر سر عجز به دست من و ما بیش دواج
۴
کی تواند به کف آورد ز معدن اصدافآن که خوفش بود از قلزم و بیم از امواج
صفحهٔ ۱ از ۴